یاری
من که مثل علامه طباطبایی ره نیستم که به علامه حسن زاده آملی فرموده بود : من در تمام عمرم یک بار هم دعای فردی نکرده ام ! برای همین در قنوت نماز یه دعایی کردم که خدایا منو کمک کن و دستم بگیر! یاد این آیه افتادم : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن… بیشتر »
نظر دهید »
غیر حضوری
#المراقبه داشتم باهاش چونه می زدم ! گفتم : تو که نمی تونی با بچه سر وقت به کلاس ها برسی ، انتقالی بگیر برای غیر حضوری ، اینطوری دیگه لازم نیست هر روز حوزه بیایی. گفت : استاد ! کلاس حضوری یه چیز دیگه اس! آدم انگیزه پیدا می کنه برای درس خوندن، نفس استاد… بیشتر »
با خبر
#المراقبه داشت تعریف می کرد ولی در واقع گله می کرد از اینکه: شوهرش یه طلبه است و همیشه هشت شان گرو نه است. از اینکه نتونسته روز مادر، هدیه خوبی برای مادرش بخره! از اینکه خواهراش دسته جمعی رفته بودند دوبی و این نرفته بود! از اینکه برای عروسی برادرش یه… بیشتر »
زهد
#المراقبه یه پول ناچیزی را بعنوان زحمت چند ساله برایم واریز کرده بودند، داشتم نقشه می کشیدم چیکارش کنم که دندان درد سر رسید و همه اش را درو کرد!! به خوشحالی اش نیارزید! آقای پناهیان نقل می کرد : اوایل ازدواج که ما وسع مالی نداشتیم، هر چی شهریه طلبگی می… بیشتر »
پایه
#المراقبه وقتی خیلی موفق هستی، یا خیلی سلامت هستی، یا خیلی شادکام هستی، قبل از غرور و افتخار، دقت کن ببین شاید کسی،در گوشه و خلوتی، دعایت می کند! مثل پدر و مادر! مثل معلم و استاد! مثل عالم و عارف شهر! یا مثل … پایه های موفقیت، سلامت، شادکامی و… بیشتر »
خدا همه جا هست
هیچ سه نفری در دنیا نیستند که با هم در حال نجوا باشند و خداوند نفر چهارمشان نباشد.* خدا همیشه با شماست. هیچ گروه سه نفره ای نیست که با هم چت کنند و نفر چهارمشان خدا نباشد. همه ی چتها، ایموجیها، استیکرها، پادکستها، تصاویر و فیلمهایی که رد و بدل… بیشتر »
به خودت بگیر!
هر کسی برایت از اصول اخلاقی گفت تو بخودت بگیر. نگاه کن ببین شاید این لکهی سیاه تو قلب تو هم خانه کرده باشد اما خودت خبر نداشته باشی! هر آیه از قرآن را خواندی که نهیب زده بود تو به خودت بگیر! شاید اینطوری راهی را در پیش بگیری که گمراه نشوی. هر کس خبری… بیشتر »
پسرکم خوش اخلاق باش!
پسرکم با خود پسندی از مردم رو برنگردان. روی خوش و لبخند مهربان آدمها را جذب میکند. پسرکم روی زمین با تکبر راه نرو. پاهایت را روی این زمین آرام بگذار و حرکت کن. تکبر تو را به زمین خواهد زد. پسرکم خداوند آدمهای خودخواه و متکبر را دوست ندارد. از این… بیشتر »
جاهلیت
واپسین ساعات عمر پربرکت حضرت ختمیمرتبت است، مردی از سلاله پاکان که تمام زندگیاش را صرف تربیت و هدایت خلق کرده است؛ چه آنزمان که در خلوت غار حرا سر بر آستین تفکر و یادکرد خدای احد میگذاشت و حلفالفضول و محمد امین و تربیت حضرت امیر را در کارنامه خویش… بیشتر »
مصباح الهدی و سفینة النجاة
پدر و دختر بودند و از بصره به کربلا میرفتند. پدر پیر و بیمار بود، حنجرهاش را در زندانهای صدام از دست داده بود و نمیتوانست صحبت کند. دختر نیز یک پایش را در اولین پیادهروی بعد از سقوط صدام در اثر انفجار مین ازدست داده بود و با دو عصا راه میرفت.… بیشتر »
پازل زندگی
گاهی دلت چیزهایی میخواهد که نه عقل هضمش می کند و نه احساس درکش می کند. چیزی مثل اینکه بگویی کاش آن شتری که می گویند در هرخانه میخوابد در خانه ات را گم کند یا مهلت دهد و زود در خانه بست ننشیند تا تو را ببرد به آغوش فراخ یا تنگ عالمی غریب. گاهی به ظاهر… بیشتر »
همیشه با من بمان
مداحی می گفت : دختر هفت ساله ام بد حال بود و در بیمارستان بستری بود. مدام می گفت من بستنی میخوام ولی دکترها منع کرده بودند . بالاخره کلافه شدم و رفتم برایش بستنی بخرم. وقتی برگشتم دیدم دخترم فوت کرده، از اون به بعد دیگه هیچ وقت بستنی نخوردم! به علامه… بیشتر »
بشارت وسوسه
در این ایام شبکه افق مستند زیبایی به نام « اویس وین » نشان می دهد. فردی آلمانی به نام « استنزیل» که نامش را به اسماعیل تغییر داده، خاطرات خود از پیاده روی اربعین بیان می کند. همه ی حرفهایش برای من جذاب بود، اما یک جمله اش عجیب بود ! او می… بیشتر »
لات
آدم است دیگر ، هزار جور فکر به سرش می زند! استاد فاطمی نیا می فرمود : وقتی روضه حضرت زهرا س را ، برای یکی لات های قدیمی تهران خونده بودند، گفته بود : مگه تو مدینه یه لات داش مشدی نبوده که به داد اهل بیت برسه ؟! بعضی وقتها هم خودم فکر می کنم اون همسایه… بیشتر »
من هم زائر امام حسینم
از چند روز قبل که برای چندمین بار از همسرم خواستم من و بچه ها را هم با خود به کربلا ببرد و جواب منفی او را شنیدم، حال خوبی نداشتم. جنب و جوش او در تدارک کارهای کاروان زائران اربعین را که می دیدم، بیشتر غصه دار می شدم و ناخواسته در خود فرو می رفتم. آن… بیشتر »
نائب الزیاره
به سلامت نائب الزیاره ی من. میروی و دل میبری. میروی و چه رفتنی… هیبت مردانه ات در آن لباس سرا پا مشکی دیدنیست و کوله پشتی مشکی ات که حالا دیگر فقط نماد یک چیز است؛ سفری سرخ به دیاری سرخ تر. سفری طاقت فرسا اما شیرین. سفری که خستگی اش دلت را خنک… بیشتر »