قطره ای از دریا
دستم را بگیر. میخواهم تو را به جایی ببرم. میخواهم با هم در کوچه پسکوچههای زمان همقدم شویم و به آینده سفر کنیم. نترس! آینده آنطور که میگویند نامعلوم نیست. آیندهای که من میخواهم نشانت دهم، روشن و شیرین است. حتم دارم اگر با من همراه شوی، اگر با من… بیشتر »
نظر دهید »
رونق تولید
در عصر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم، زنان نقش کلیدی در تولید مایحتاج خانواده داشتند. زنان علاوه بر تربیت فرزند و انجام امور منزل، به پخت غذا، نخ ریسی، پارچه بافی و دوخت لباس هم مشغول بودند. علاوه بر این گروهی از بانوان فرهیخته به آموزش دیگر… بیشتر »
پفک نمکی
دستانِ نارنجی رنگش را با احتیاط بالا می آورد تا روسری گلدار کوچکش را، که تا نزدیکی چشمانش پایین آمده است، به بالا هدایت کند. با انگشت کوچکش که تمیز تر است، روسری اش را جابه جا میکند و دوباره نگاه مشتاقش را میدوزد به تلوزیون . چشمانش میدرخشند. آخر برنامه… بیشتر »
عمویِ بی قرینه
مادرت که حاضر نشد وارد خانه شود تا دردانه های رسول خدا (ص) اذن نداده بودند؛ فهمیدم تو چیز دیگری هستی. گوشه خانه نظاره می کردم، وقتی قنداقه ات را تصدق سر حسین (ع) می چرخاندند. با خودم گفتم این خیلی فرق می کند. آن روز را به خاطر داری؟ با قد و قامت… بیشتر »
زیارت از راه دور
نمیدانم کار دل بود یا عقل، کار عشق بود یا احساس، کار شور بود یا شعور. کسی آرام و قرار نداشت. انگار چیز دیگری غیر از خون در رگهایمان غلیان داشت که این چنین میخروشیدیم و میرفتیم. این همه قدم، فقط به عشق او گام بر میداشت، این همه قلب، فقط به عشق او… بیشتر »
شهید آینده یا خودحجت خدا پندار؟!
بسم الله الرحمن الرحیم با یک حال درب و داغانی رفتم در اینستاگرامم استوری بگذارم. میخواستم از بیخوابی شکایت کنم و حتی بگویم کاش یک نفر بود بیاید با هم حرف بزنیم! مثل قدیم تر ها که تا اذان صبح با دوستانم از هر دری می گفتیم و در واتس اپ برای یکدیگر قلب… بیشتر »